مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

603

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> ديگر فرزند ومال را ترك گفتيم ودختركان سيم‌تن وحجله‌هاى عروسى را پشت سر گذاشتيم . اميد بسته‌ايم كه بدين وسيله تحفه وعطايى به دست آوريم وخداوند مهيمن عطا بخش را از خود راضى سازيم . 6 . به تثليث : پرنده‌اى است خاكسترى رنگ كه قدرت پرواز أو بسيار كم است . 7 . سمك يعنى ما هي وسمّاك ستاره‌اى است در آسمان وفلك أثير ( بنابه عقيدة وفرضيهء هيويين قديم فلك آتش را گويند كه ما فوق هواست ) . 8 . بنىاميهء مست لا يعقل در بستر خواب آرميده‌اند ، ولى در بيابان طف كشتگانى به جاى نهاده‌اند كه بستگان آن‌ها آرام ندارند . اسلام را هيچ قبيله‌اى ضايع نساخت ، جز آن قبيله كه بىخردان آن‌ها أمير شدند ، دولت آن‌ها به طول انجاميد وعصاي دين اسلام در دست ستمگرى است كه اگر به كجى گرايد ، آن را راست نكند . سوگند خورده‌ام كه جانم هميشه غمگين باشد وچشمم از آب ديده خشك نگردد ، تا هنگامى كه زنده‌ام . مگر اين كه بنىاميه رسوا شوند . چنان رسوايى كه سران واشراف آن‌ها تا دم مرگ با خوارى وذلّت دست به گريبان باشند . 9 . نژند ( به كسر اوّل وفتح ثاني وسكون نون ) : اندوهگين ، غمناك وافسرده . 10 . اقتباس است از آيهء بيستم سورهء كهف . 11 . هيت ( به كسر هاء هوز ) شهري بوده است در كنار فرات از نواحي انبار وقرقيسيا شهري بوده است در مصب رود خابور ، آن‌جا كه به فرات مىريخته است . 12 . بنىفزاره ، فرزندان عيلان بن مضر وبنىكلاب بن مرّه ، فرزندان الياس بن مضر هستند ، بنابر اين پسر عم محسوب مىشوند . 13 . مطاعنه : نيزه‌افكنى . مرامات : تيراندازى . 14 . قواد : جمع قائد ؛ يعنى أمير وپيشتاز سپاه . 15 . ثار : خونى كه به ناحق ريخته باشند وطلب ثار يعنى خون‌خواهى . 16 . معاضد : نيروى بازو . 17 . ميدان حرب . 18 . كر : حمله كردن وپيش‌تاختن . فر : عقب‌نشستن وهزيمت شدن . 19 . منايا ( جمع منيه ) : مرگ . آسياب منايا : كناية از قتل وخون‌ريزى است . 20 . اطيار ( جمع طير ) : پرندگان ومرغان زيبا . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 200 - 227 عبيداللَّه بن زياد با سى هزار مرد جنگى از شام روى به محاربت سليمان بن صرد نهاد واز اين سوى ، سليمان بر بارهء عجلت وشتاب جانب عين الورده سپرد وابن زياد از رقّه ، حصين بن نمير سكونى ، شرحبيل ابن ذي الكلاع حميرى ، أدهم بن محرز باهلى ، ربيعة بن مخارق الغنوي وجبلة بن الخثعمي را بر مقدمهء سپاه روان كرد . از آن طرف سليمان با اصحابش از يك سوى عين الورده فرود شدند ، پنج روز به استراحت بغنودند و